پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بجز صبا ز که جویم نشان دلبر خویش

من شکسته چو محرومم از صنوبر خویش

نشانده ام به لب جویبار دیده کنون

خیال قامت شمشاد سایه پرور خویش

به غیر کوی تو دیگر کجا برم ای دوست

لبان خشک و رخ زرد و دیده تر خویش

بگفتمش بنویسم غمی به او دل گفت

مگر روان چو قلم بگذری تو از سر خویش

نمی کند به من او التفات وه چه کنم

مگر فرشته فرود آورد برو پر خویش

ازین درم بمران زان که بی سبب نایم

سگان کوی ترا خوانده ام برادر خویش

به حال صوفی مسکین قلم بگرید زار

زشعرها که نویسد به روی دفتر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸گر بود با من به صلح و گر به جنگ
  2. شمارهٔ ۳۹آن پری دور از من و من در غمش دیوانه‌ام
  3. شمارهٔ ۴۰من که دیوانه آن سلسله موی توام
  4. شمارهٔ ۴۱چشمه آب حیات است دهان یارم
  5. شمارهٔ ۴۲وقت آن شد که اقامت به خرابات برم
  6. شمارهٔ ۴۳گل جمال تو خواهم بهار را چه کنم
  7. شمارهٔ ۴۴عید صیام آمد، موسم نوبهار هم
  8. شمارهٔ ۴۵دارم دلی شکسته و جان فگار هم
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.