پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما

واندر دو کون راهنما و پناه ما

افتاده های بحر گناهیم دست گیر

ای دستگیر جمله حال تباه ما

برده سبق زجمله کفار این زمان

گر زان که عصمت تو نبودی پناه ما

در ظلمت گناه ببین یغفرالذنوب

چون مشعلی ست داشته در پیش راه ما

گرچه گناهکار...مفلسیم

در پیش رحمت تو چه سنجد گناه ما

آن دم که زاهدان عمل آرند در حساب

لطف تو آه اگر نشود عذرخواه ما

از آب رحمتش مگر...صوفیان

... سیاه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ای لعل جانفزای تو سرچشمه حیات
  2. شمارهٔ ۶مرا عشق تو رسوای جهان ساخت
  3. شمارهٔ ۷امروز مرا فرقت آن روی چو ماه است
  4. شمارهٔ ۸وه که جانم گشت چون از درد بی آرام دوست
  5. شمارهٔ ۹مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث
  6. شمارهٔ ۱۰بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
  7. شمارهٔ ۱۱ای تو چون زلف چرایی، به من شیدا کج
  8. شمارهٔ ۱۲می کشم هر نفس از درد جدایی آوخ
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.