پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

آن ترک مست، دیده چو از خواب باز کرد

با عاشقان غمزده آهنگ ناز کرد

شانه چو ره به گیسوی او برد لاجرم

با دست کوته او عملی بس دراز کرد

دور اوفتد ز کعبه مقصود سالها

از کوی دوست هرکه هوای حجاز کرد

محراب ابروی تو ندیدست از آن سبب

زاهد به کنج صومعه شبها نماز کرد

هر کس که دید طلعت خوب تو دیده را

بر روی دلبران دو عالم فراز کرد

ساقی بیار باده که دارم دلی حزین

زان لعبها که این فلک حقه باز کرد

صوفی به آب دیده کند غسل هر شبی

چون شمع گریه ها که به سوز و گداز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸آن زلف سیه که دلربا شد
  2. شمارهٔ ۱۹روی تو آتش است و برو خال چون سپند
  3. شمارهٔ ۲۰ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
  4. شمارهٔ ۲۱روز ازل که طینت آدم سرشته اند
  5. شمارهٔ ۲۲آن کس که روز را به فراق تو شب کند
  6. شمارهٔ ۲۳دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
  7. شمارهٔ ۲۴ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود
  8. شمارهٔ ۲۵خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.