پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود

من ندانم در ره بخت سیاه من چه بود

گر نمی سوزد دلم در آتش سودای او

هر شبی سوی فلک این دود آه من چه بود

دعوی عشق تو کردم لا نسلم داشتی

این لب خشک و دو چشم تر گواه من چه بود

من نه خود گشتم اسیر عشق آن شوخ این زمان

ای مسلمانان نمی دانم به راه من چه بود

گر سر محبوبی من نیست آن خورشید را

در رخم خندیدن پنهان ماه من چه بود

خلق در کویش بسی بود و من بیچاره هم

گر نه مقصودم بد او هر دم نگاه من چه بود

خلق می پرسند صوفی از چه برگردید یار

چون کنم یاران، نمی دانم گناه من چه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶بر عارض تو خط، چو پراکنده می شود
  2. شمارهٔ ۲۷ساقیا عید صیام آمد و نوروز رسید
  3. شمارهٔ ۲۸هر شب من و غمهای تو و روی به دیوار
  4. شمارهٔ ۲۹بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
  5. شمارهٔ ۳۰خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
  6. شمارهٔ ۳۱ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهار
  7. شمارهٔ ۳۲گل نورسته من عزم چمن دارد باز
  8. شمارهٔ ۳۳ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.