پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ساقیا عید صیام آمد و نوروز رسید

سبزه از هر طرفی چون خط معشوق دمید

می کند بلبل شوریده حکایت به چمن

انتظاری که به وصل گل سیراب کشید

کی گشاید به چمن از طربی عید دلش

همچو من هر که بود از رخ دلدار بعید

گو غنیمت شمر امروز که بس ارزان است

هر که سودای بتی را به دو عالم بخرید

اشک من در هوس خاک کف پای حبیب

سالها رفت در آن کوی و به گردش نرسید

روح را گشت میسر شرف پابوسش

دل اگر دولت وصل تو به جان می طلبید

در ره عشق تو صوفی شده سرگردان آه

نیست این بادیه را هیچ کرانی چو بدید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
  2. شمارهٔ ۳۰خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
  3. شمارهٔ ۳۱ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهار
  4. شمارهٔ ۳۲گل نورسته من عزم چمن دارد باز
  5. شمارهٔ ۳۳ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز
  6. شمارهٔ ۳۴سحر به میکده یارب چه بانگ بود و خروش
  7. شمارهٔ ۳۵بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
  8. شمارهٔ ۳۶بجز صبا ز که جویم نشان دلبر خویش
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.