پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

آن کس که روز را به فراق تو شب کند

گر در غم تو زنده بماند عجب کند

از تف و تاب عشق دل من به جان رسید

راحت کجا بود بدنی را که تب کند

زاهد اگر به خواب ببیند لب ترا

در کنج صومعه، می حمرا طلب کند

عیشی که عاشقان به غمش در جهان کنند

خسرو کجا به مجلس خود آن طرب کند

دوشینه هر که لاف زد از تار زلف او

زآنش به گوشمال، مغنی ادب کند

از شوق چشم مست تو کان عین فتنه است

شیخ زمانه میل به آب عنب کند

صوفی مستمند ز سودای لعل یار

عناب را ببوسد و میل رطب کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود
  2. شمارهٔ ۲۵خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
  3. شمارهٔ ۲۶بر عارض تو خط، چو پراکنده می شود
  4. شمارهٔ ۲۷ساقیا عید صیام آمد و نوروز رسید
  5. شمارهٔ ۲۸هر شب من و غمهای تو و روی به دیوار
  6. شمارهٔ ۲۹بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
  7. شمارهٔ ۳۰خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
  8. شمارهٔ ۳۱ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهار
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.