پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۸

بهار آمد بکن ساقی طربها

به این لب تشنه ده آب عنب ها

در جواب او

مربا خواهم این ساعت مربا

ندارم غیر ازین در دل مربا

ز پیش لوت خواران کله چون رفت

ندارد هیچ چیزی جز عنب جا

هریسه گوید این با روغن داغ

که چونی تو درین سوز و شغبها

به روی خوان چو انواع طعام است

غنیمت دار حلوای رطب را

سحر می گفت طباخی که هستیم

به تنگ از صوفیان بلعجب ما

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۰رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم
  2. بخش ۱۱مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  3. بخش ۱۲دانی مراست از لب دلدار آرزو
  4. بخش ۱۳دوای غم نتوان ساخت جز به باده ناب
  5. بخش ۱۴بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار
  6. بخش ۱۵از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
  7. بخش ۱۶جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
  8. بخش ۱۷عید صیام و فصل گل و موسم بهار
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.