پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۳

دوای غم نتوان ساخت جز به باده ناب

مرا به لطف خود امروز ساقیا دریاب

در جواب او

سحر چو طلعت زناج دیدم اندر خواب

ز شوق آن دل بریان جگر شدست کباب

علی الصباح به از کوزه عسل باشد

به پیش خاطر مخمور کاسه سیراب

چه خوش بود به جهان سایه بان نان تنک

که میخ او ز گرز باشد و لغانه طناب

دلم چو خسته جوع است می کنم پرهیز

بیار گرده بریان و شربت عناب

به خانقه نشود نان تمام، می ترسم

مکن تو عیب اگر می روم به عین شتاب

چو دید کله بریان به نان شمسی ضم

نه شرم کله قندست این زمان دریاب

مکش تو منت دو نان چو صوفی مسکین

به نان خشک قناعت کن و به کوزه آب

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۵از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
  2. بخش ۱۶جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
  3. بخش ۱۷عید صیام و فصل گل و موسم بهار
  4. بخش ۱۸بوسی زلبش اگر کنی نوش
  5. بخش ۱۹گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  6. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  7. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  8. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.