پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۲

دانی مراست از لب دلدار آرزو

ای بخت چاره ساز کرم کن بیار زو

در جواب او

چشم مرا به طلعت نان است آرزو

ای مطبخی به لطف کرم کن بیار زو

برداشتی چو خوان صبا هم به شب زپیش

زنهار ای عزیز چنین برمدار زو

موجود شد چو نان و عسل ای عزیز من

آب خنک اگر نبود از خم آر زو

در دین لوت خواره غدد هست لایجوز

بر ساز سفره را تو ز نان بیشمار زو

از شوق سیب دل شده بیمار، گفتمش

باشد ترا امید بهی از انار زو

دل در بلای قامت زناج مبتلاست

یارب مباد آنکه شود رستگار زو

صوفی دعای اهل کرم گوی روز و شب

وز بهر شکر اطعمه دستی برآر زو

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۴بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار
  2. بخش ۱۵از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
  3. بخش ۱۶جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
  4. بخش ۱۷عید صیام و فصل گل و موسم بهار
  5. بخش ۱۸بوسی زلبش اگر کنی نوش
  6. بخش ۱۹گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  7. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  8. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.