پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۸

بوسی زلبش اگر کنی نوش

غمهای جهان شود فراموش

در جواب او

گر آرده و عسل کنی نوش

عیش دو جهان کنی فراموش

جان تازه کند بیا و بنگر

آن اشکنه لطیف سر جوش

چون از تو شود کسی خریدار

یک نان به دو عالمش بمفروش

بریان که عروس اطعمه اوست

باشد که بگیرمش در آغوش

این بوی جگر کباب بازار

برد از دل خسته طاقت و هوش

آن دانه درکه هست انگور

بی او منشین، بگیر در گوش

من آب برای شرب صوفی

بر دوش کشیده بوده ام دوش

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  2. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  3. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  4. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  5. بخش ۲۴لب لعل تو شفای دل بیماران است
  6. بخش ۲۵هر که جان در ره تو قربان کرد
  7. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  8. بخش ۲۷تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.