پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۲۴

لب لعل تو شفای دل بیماران است

هر که را نیست غم و درد تو بیمار آن است

در جواب او

وه که امروز چو پالوده دلم لرزان است

که به ناگه بربایند، چو در دکان است

هیچ دانی که چرا دنبه بود در پی گوشت

هست این چاکر دیرینه و او سلطان است

گر فروشند به ملک دو جهان یک گیپا

بخر امروز تو ای خواجه که بس ارزان است

چند گویی که مرا هست هوس آب حیات

بهتر از آب حیات ارطلبی این نان است

گر بسوزد مکنش عیب تو ای یار عزیز

دل سودا زده چون در هوس بریان است

گر چه با گوشت برابر شده، گر طباخ

کرد صد پاره تنش را و سزای آن است

هر چه گویند ز شوق عسل و قلیه برنج

در دل صوفی سودا زده صد چندان است

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  2. بخش ۲۷تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
  3. بخش ۲۸صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم
  4. بخش ۲۹بیا بیا که به روی تو آرزومندم
  5. بخش ۳۰هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد
  6. بخش ۳۱ز در درآ و شبستان ما منور کن
  7. بخش ۳۲ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
  8. بخش ۳۳چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.