پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۱

ز در درآ و شبستان ما منور کن

دماغ مجلس روحانیان معطر کن

در جواب او

برای قلیه کباب آتشی بیا بر کن

دماغ مجلسیان را دمی معطر کن

کجاست مشعله زلبیا، به چنگ آور

شب است کلبه احزان ما منور کن

دلم اسیر به بغراست گو برد ططماج

به روی تخته ازین رشک خاک بر سر کن

اگر تو واقف سری برای چشم بدان

به قلیه حبشی، مطبخی چغندر کن

چو کله خشک غنیم است، قند در مجلس

بیار آب گل این دم دماغ او تر کن

چو مرغ اگر بتوانی تو ای حلاوه قند

بیا و سر به سرم م خدمت مزعفر کن

عروس اطعمه، صوفی اگر هوس داری

ز گفت و گوی چه حاصل، تو فکر در زر کن

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۳چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
  2. بخش ۳۴به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
  3. بخش ۳۵سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
  4. بخش ۳۶خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  5. بخش ۳۷زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
  6. بخش ۳۸صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  7. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  8. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.