پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۸

صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب

فرصتی زین به کجا باشد، بده جام شراب

در جواب او

شمسی نان گشته طالع باز همچون آفتاب

وه چه نیکو می نماید خاصه بر خوان کباب

سرخ روئیها بود، آن را که باشد در نظر

بکسمات و شربت قندی که باشد پر گلاب

کله از حمام دیگ آمد برون خندان نگاه

زانفعالش کله های قند رفته در حجاب

شاه بغرا چون مربع شست بر تخت طبق

هست ماهیچه ز رشک امروز اندر پیچ و تاب

گر شکنبه شد چه باک امروز گیپا را لباس

گنج را پنهان کنون شرطی است در جای خراب

دوش می دیدم به خواب خوش کباب و نان گرم

این سعادت را من مسکین مگر بینم به خواب

در فراق مرغ بریان همچو ماهی می طپد

صوفی و اندر نمی یابد کنون از هیچ باب

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  2. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
  3. بخش ۴۲هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  4. بخش ۴۳عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
  5. بخش ۴۴ - و ایضا لهسحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  6. بخش ۴۵یارب آن روی است یا قرص قمر
  7. بخش ۴۶مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی
  8. بخش ۴۷چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.