پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۴۶

مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی

اثر نمی کند این دم در آن دل سنگی

در جواب او

دل مرا چو هوس کرد قلیه زنگی

برنج گشت پریشان زعین بی ننگی

خوش است صحنک حلوای تر به نیم شبان

به نان میده اگر آدمی بود بنگی

مگر که دختر ترکی است بکسمات این دم

برآمدست ز حمام با رخ رنگی

ز اشتیاق رخ جانفزای بریانی

جگر کباب بنوشم ببین ز دلتنگی

چه خوش بود نخودابی که زعفران دارد

به شرط آن که بود دیگ آن زمان سنگی

بساز مرغ مسما به دانه های برنج

تو جان کجا بری اکنون مرا چو در چنگی

نمی کنی صفت قلیه این زمان صوفی

چه واقع است مگر با پیاز در جنگی

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۸دارم هوس جمال بغرا
  2. بخش ۴۹دلی دارم پر از...بغرا
  3. بخش ۵۰بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  4. بخش ۵۱بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
  5. بخش ۵۲چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  6. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  7. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  8. بخش ۵۵در سرم تا هوای جانان است
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.