پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۱

بیار باده گلرنگ ساقیا حالی

که تا دل خود را کنم ز غم خالی

در جواب او

اگر به دست تو افتد طغار چنگالی

محقرست ز بهر چه دست بر مالی

دو گرده باید و یک کله ای به نیمشبان

که تا دل پر خود را به او کنم خالی

نهار ماست چو یک گوسفند پارینه

چهار باید از این بره های امسالی

به پیش گرسنه مسکین که سوخت ز آتش جوع

خوش است صحنک بغرا اگر بود حالی

مشام جان تو گردد ز بوی نان تازه

چو رویمال خود او را اگر به رو مالی

علی الصباح که مخمور دیده بگشاید

خوش است خربزه های لطیف ابدالی

کشیده مطبخیم صحنک مزعفر و گفت

بنوش صوفی بیچاره، چند می نالی

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  2. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  3. بخش ۵۵در سرم تا هوای جانان است
  4. بخش ۵۶تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
  5. بخش ۵۷نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  6. بخش ۵۸خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  7. بخش ۵۹به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  8. بخش ۶۰نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.