پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۴

ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری

جاوید شوی زنده چو از من بپذیری

در جواب او

دارم هوس امروز بلونی خمیری

جای است اگر در هوسش زار بمیری

گر صحن برنجی فتد امروز، به دستت

زنهار بنوشی همه را بر سر سیری

باید که بود معده پر امروز، به هر حال

چه نان جوین و چه خمیر و چه فطیری

بی دانه انگور نباشی تو به فصلش

فخری نبود این دم، چو رسیدی به امیری

ای شوش جگر بند برو حاضر دل باش

هر چند به خون...تو پرورده به شیری

می گفت کدک من به ام از کله به گیپا

گفتش که مکن عیب کبیران چو صغیری

صوفی بشوی عاقبت از خوان نعم سیر

زنهار مینداز دل این دم ز فقیری

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۶تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
  2. بخش ۵۷نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  3. بخش ۵۸خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  4. بخش ۵۹به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  5. بخش ۶۰نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
  6. بخش ۶۱زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  7. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  8. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.