پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۸

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی سامان مپوشان

در جواب او

چو داری مال چون بریان فروشان

ز من بشنو بنوش و هم بنوشان

بیا از حله نان تنک باز

قبائی دوز و بریان را بپوشان

تراکم کاسه گر خواهی نخوانند

ز حلوای عسل دیگی بجوشان

ز حلوا در دلم افتاد آتش

به آب این آتش ما را فروشان

ز شوق صحنک بغرای میده

چو دیگ قلیه ام اکنون خروشان

به گیپا و کدک صوفی اسیرست

برو ای مطبخی اکنون بکوشان

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۰نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
  2. بخش ۶۱زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  3. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  4. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
  5. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  6. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  7. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  8. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.