پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۹

به هر درد و غمی دل مبتلا شد

چرا یکباره یار از ما جدا شد

در جواب او

به گیپا و کدک دل مبتلا شد

چرا نان تنک از ما جدا شد

دلم بیگانه از نان و پیازست

چو با صحن مزعفر آشنا شد

بگو ای روح در گوش دل من

که لحم بره اندر ماسوا شد

مگر قند این زمان نایافت گشته

که در چشم مزعفر توتیا شد

به قدر قامت زناج این دم

دلم خو کرد، یاران این بلا شد

من بیچاره را بر باد برداد

چو بوی قلیه همراه صبا شد

شلاین گشته بر حلواگرانبار

دل صوفی چو مست زلبیا شد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۱زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  2. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  3. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
  4. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  5. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  6. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  7. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  8. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.