پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶۰

نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید

بلبل از حجره غم رخت به گلزار کشید

در جواب او

تا به بغرای پر از سیر و نخود قلیه رسید

هر که را گشت میسر بود از بخت سعید

به که گویم بجز از مطبخیان این ساعت

شور در جان من است از هوس لحم قدید

وز پی صحن مزعفر به هواداری قند

طاس دوشاب بسی رفت و به گردش نرسید

نکند میل دلش جانب گیپا و کدک

هر که لعل لب جان پرور سنبوسه گزید

سر به بغرا و به ماهیچه فرو کی آرد

آن که روزی نمک قلیه گیپا بچشید

هیچ آواز به عالم به از آن نیست بدان

که ز مطبخ خبر آید که مزعفر برسید

نان و حلوا به سر تربت صوفی بدهید

که به این آرزو از دار جهان رفت و ندید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  2. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
  3. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  4. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  5. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
  6. بخش ۶۷دلی که در رخ جان پرور تو شیدا نیست
  7. بخش ۶۸اگر تو در غم یاری شبی به روز آری
  8. بخش ۶۹مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.