پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۷

نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش

مباش در پی دنیا و دل منه به وفاش

در جواب او

چو نان گرم میسر شود به قلیه تراش

برون رود ز سر من هوای کاسه آش

برای هیمه کشیدن میان ببندم چست

در آن زمان که پزد مطبخی برنج به ماش

چو نان میده و بریان به دست برناید

برو به کاسه اکرا بساز ای قلاش

برنج و ماش بود نعمتی حکیم، اما

چه خوش بود که به یاد آید آن زمان از ماش

مقدرست چو ای دل نصیبه هر کس

غم جهان چه خوری لوت می خور و خوش باش

چو هست طلعت پالوده نازک و رعنا

به سرخ و زرد چه آراش می کنی نقاش

برای صدقه در آن دم که می پزند برنج

دهند جمله به صوفی مستمند، ای کاش

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۹به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  2. بخش ۶۰نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
  3. بخش ۶۱زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  4. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  5. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
  6. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
  7. بخش ۶۵دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
  8. بخش ۶۶چو بیابی به دهر یار خلف
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.