پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۵

در سرم تا هوای جانان است

دلم از اشتیاق بریان است

در جواب او

در سرم تا هوای بریان است

دیده ام چون کباب گریان است

برکشیدست گردن از صحنک

مرغ و در نان میده حیران است

درد جوعی که هست در دل من

نان شمسی و کله درمان است

جگرم شد کباب ار پرسی

دل بریان که راحت جان است

دلم از شوق صحنک فرنی

همچو پالوده آه لرزان است

کرد روغن برنج را پامال

خاطر او ازین پریشان است

هر کسی را هوای اطعمه ای است

دل صوفی به تابه بریان است

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۷نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  2. بخش ۵۸خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  3. بخش ۵۹به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  4. بخش ۶۰نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
  5. بخش ۶۱زلف بر عارض زیبای تو حالی دارد
  6. بخش ۶۲دوش در وقت سحر زلف تو آمد به خیال
  7. بخش ۶۳از حد گذشت قصه درد نهان ما
  8. بخش ۶۴عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.