پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۵۰

بوی سنبل ز دم باد صبا می آید

خوش دلم هر چه از آن یار به ما می آید

در جواب او

بوی حلوای تر این دم ز کجا می آید

که مشام من از آن بو به نوا می آید

تکه گوشت نهادم به دهن دل گفتا

شاه بنگر که به سر وقت گدا می آید

می رسد کاسه اکرای عدس، نان تنک

با حذر باش که آشوب و بلا می آید

دل که بیمار شد از آرزوی قلیه برنج

با عسل گرده کنون بهر شفا می آید

از بیابان عدم می رسد اکنون ریواج

مکنش عیب اگر بی سر و پا می آید

گویم اوصاف کمال و صفت شربت قند

که به پرسیدن صوفی به صفا می آید

می رسد بوی کباب از حرم مطبخیان

تو مپندار که از باد هوا می آید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۲چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  2. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  3. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  4. بخش ۵۵در سرم تا هوای جانان است
  5. بخش ۵۶تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
  6. بخش ۵۷نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  7. بخش ۵۸خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  8. بخش ۵۹به هر درد و غمی دل مبتلا شد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.