پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۴۹

دلی دارم پر از...بغرا

ندارم طاقت هجران بغرا

ز دست گشنگی من داد خواهم

اگر بینم رخ سلطان بغرا

به دست من اگر افتد زمانی

بر آرم من دمار از جان بغرا

نخودهای مقشر را چه گویم

که گلهایند در بستان بغرا

ثنای گوشت گویم بعد ازین من

که ذات او بود ایمان بغرا

خوش آن وقتی که اسب اشتها را

براند بنده در میدان بغرا

تو اکرا را غنیمت دار صوفی

که هست این دم بلند ایوان بغرا

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۵۱بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
  2. بخش ۵۲چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  3. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  4. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  5. بخش ۵۵در سرم تا هوای جانان است
  6. بخش ۵۶تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
  7. بخش ۵۷نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
  8. بخش ۵۸خدا را کم نشین با خرقه پوشان
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.