پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۴۷

چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج

لله الحمد که دیدم به جهان روی برنج

حبشی گشته دعاگوی مزعفر شب و روز

آن سیه چرده بلی هست چو هندوی برنج

می زند بر من سودازده روغن چشمک

چون به بازار نگاهی بکنم سوی برنج

بر سر سفره بدم همنفس آش حلیم

که پدیدار شد از دور هیاهوی برنج

گر دهد دست من بی سر و پا را این دم

دو جهان را بکنم وقف به یک موی برنج

حاجت پیک اجل نیست که اندر مطبخ

جان دهد صوفی سودا زده از بوی برنج

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۹دلی دارم پر از...بغرا
  2. بخش ۵۰بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  3. بخش ۵۱بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
  4. بخش ۵۲چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  5. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  6. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
  7. بخش ۵۵در سرم تا هوای جانان است
  8. بخش ۵۶تا دل به دام زلف سیاه تو مبتلاست
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.