پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۴۵

یارب آن روی است یا قرص قمر

یارب آن لبهاست یا شهد و شکر

در جواب او

گرده های میده و ماس بقر

گر به صد جان می فروشندش بخر

مرهم دلهای ریش صائمان

هست نان گرم و حلوای شکر

با پنیر خشک می گفت آن یکی

«یارب این روی است یا قرص قمر»

چند نازی کله از گیپای خود

از برنج و قلیه هستی بی خبر

همچو پسته در دل من گشته خشک

آرزوی صحنک بادام تر

مرغ بریان سر برآورد از برنج

می کند در چهره نانها نظر

گر چه پر خوردن بود عیب تمام

صوفیان را هست این عین هنر

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۷چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
  2. بخش ۴۸دارم هوس جمال بغرا
  3. بخش ۴۹دلی دارم پر از...بغرا
  4. بخش ۵۰بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  5. بخش ۵۱بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
  6. بخش ۵۲چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
  7. بخش ۵۳ای ز سودای لب لعل تو شور ی به نمک
  8. بخش ۵۴ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.