پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۷

زبس که بورقم اندر ضمیر می آید

ز مطبخی سنخنم بوی سیر می آید

در جواب او

مرا چو یاد ز نان به شیر می آید

هوای طاس عسل در ضمیر می آید

بدوز بر تن بریان، بیار نان تنک

قبای چست که بس بی نظیر می آید

عبیر باز بر آتش نمی نهد عطار

مگر ز مطبخ ما بوی سیر می آید

چه حالتی است ندانم به دهر کنگر را

که او جوان شده در ماس و پیر می آید

مگو که بهر چه عریان بود چنین ریواج

که او زعین بیابان اسیر می آید

ز یمن گرده نان بین که شمسی افلاک

به چشم صوفی مسکین حقیر می آید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  2. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  3. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
  4. بخش ۴۲هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  5. بخش ۴۳عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
  6. بخش ۴۴ - و ایضا لهسحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  7. بخش ۴۵یارب آن روی است یا قرص قمر
  8. بخش ۴۶مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.