پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۶

خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک

نکشم آه و شد اندر دل من جور تو لک

در جواب او

نان که چون خاطر یارست درین سفره تنک

ای عزیزان گرانمایه بنوشید سبک

گوشت را زود بدرید چو دل از دشمن

چو تنی خسته بدخواه کنیدش جک جک

شوربا را که بود گرم چو دلهای محب

همچو دیدار رقیبانش مسازید خنک

صحن پالوده که لرزان چو دل من باشد

هست شیرین چو لب لعل نگار چابک

لشکر اطعمه چون صف بکشد در میدان

می زن از هر طرفش همچو سوار چابک

دایم از بیم که نان کم نشود در سفره

می کند این دل سودازده من تک تک

بر سر سفره چو همکاسه شوی با صوفی

بس که از کینه اشکم تو بگریی جک جک

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۸صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  2. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  3. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  4. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
  5. بخش ۴۲هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  6. بخش ۴۳عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
  7. بخش ۴۴ - و ایضا لهسحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  8. بخش ۴۵یارب آن روی است یا قرص قمر
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.