پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۴۲

هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد

گو درآ زود که بر دیده من جا دارد

در جواب او

هر که با جوش بره قلیه تمنا دارد

واقف سر نهان نیست که سودا دارد

می برد دل ز همه گرسنگان در شب و روز

نخود آن حسن که در صحنک بغرا دارد

تلخیی هر که نبیند به دم رفتن دوج

هر که او معده پر از گرده و حلوا دارد

سر به کونین فرو ناورد از عیش و نشاط

در بغل هر که به اسرار منقا دارد

هیچ دانی چه بود عمر و حلاوت با او

صحنک شیر برنجی است که حلوا دارد

خلق گویند مخور خربزه کو صفرائی است

دلم از بهر همین واقعه صفرا دارد

ز غم خوشه انگور ببین صوفی را

همه شب تا به سحر رو به ثریا دارد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۴ - و ایضا لهسحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  2. بخش ۴۵یارب آن روی است یا قرص قمر
  3. بخش ۴۶مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی
  4. بخش ۴۷چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
  5. بخش ۴۸دارم هوس جمال بغرا
  6. بخش ۴۹دلی دارم پر از...بغرا
  7. بخش ۵۰بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
  8. بخش ۵۱بیار باده گلرنگ ساقیا حالی
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.