پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۹ - وله ایضا

ز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض

که مهر نان نتواند برید، صد مقراض

دلم به گوشه مطبخ چنان گرفته است قرار

که فارغ است ز جنت درین زمان ریاض

چو یافتم ته نان، نانخورش طلب کردم

چو جوهری به کف آمد چه می کنم اعراض

برو طبیب که دل گشته از تو مستغنی

که هست صحن مزعفر دوای این امراض

به مطبخی کشد این دم دگر ز صحبت شیخ

چو نیست دعوتیان را چو او کسی مرتاض

به دیگ کله پز این دم، تو حاضر دم باش

که تا رسد به تو ناگاه فیض از آن فیاض

ز یمن دولت قلیه برنج و نان باشد

تو هر سواد که صوفی ببرده ای به بیاض

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
  2. بخش ۴۲هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  3. بخش ۴۳عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
  4. بخش ۴۴ - و ایضا لهسحر به خاطرم آمد پلونی شیره
  5. بخش ۴۵یارب آن روی است یا قرص قمر
  6. بخش ۴۶مرا که سینه هبا شد ز عین دلتنگی
  7. بخش ۴۷چند گاهی است که دل می کشدم سوی برنج
  8. بخش ۴۸دارم هوس جمال بغرا
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.