پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۴

به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد

دل شکسته من باز در نفیر آمد

در جواب او

مرا چو نان تنک دوش در ضمیر آمد

به پیش دیده من قرص مه حقیر آمد

مرا ز کله زبانی است با هزاران شکر

ز جوع دل شده دسپاچه دستگیر آمد

رسید صحنک ماهیچه، نان ریزه مخور

ز چاکران نبود حاصلی چو میر آمد

قبای نان تنک دوختم بیا بنگر

به قد و قامت زناج بی نظیر آمد

مرا به بره بریان محبت جانی است

که از دهان وی امروز بوی شیر آمد

شدم ز عین محبت مرید قلیه برنج

بیار دست ارادت کنون چو پیر آمد

زبس که صوفی مسکین حدیث بغرا گفت

ز مطبخ سخنش بین که بوی سیر آمد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۶خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  2. بخش ۳۷زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
  3. بخش ۳۸صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  4. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  5. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  6. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
  7. بخش ۴۲هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
  8. بخش ۴۳عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.