پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۰

هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد

پای او را همه بر دیده من جا باشد

در جواب او

نخودابی که پر از لحم مهرا باشد

خرم آن دم که نصیب من شیدا باشد

قیمه بر صحنک ماهیچه بغایت خوب است

همچو آن زلف که بر عارض زیبا باشد

آن زمانی که کشم سر به گریبان کفن

روحم آن روز روان در پی حلوا باشد

پسته را چون بکنم، آید از آن سبز قبا

خوش بود پیش من ار صحن منقا باشد

زحکیمان نبود رنج مرا روی بهی

که مداوای من از کاسه بغرا باشد

وه در آن دم که طغاری بود از بولانی

من و همکاسه یکی، وه چه تماشا باشد

شیخ تسبیح به من داد که برخوان صوفی

من نخواهم مگر از خسته خرما باشد

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۲ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
  2. بخش ۳۳چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
  3. بخش ۳۴به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
  4. بخش ۳۵سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
  5. بخش ۳۶خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  6. بخش ۳۷زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
  7. بخش ۳۸صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  8. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.