پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۳۲

ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر

هست خرمای لب لعل تو پرورده به شیر

در جواب او

نیست امروز مرا غیر مزعفر به ضمیر

دل گرفته است چو از آش جو و سرکه و سیر

ای برنج، ار چه غباری است ز قندت بر دل

به خود امروز بگفتم که برو خرده مگیر

بوی حلوای تر آمد به مشامم ز صبا

آه یارب ز کجا می رسد این بوی عبیر

گوشتابه شده بس کوفته از جور نخود

در گذارند گرم، گفت کبیر آن زصغیر

سفره ماست پر از گرده، برو این ساعت

آسمان گو مفروز این عظمت از دو فطیر

دو جهان را به جوی می نخرد می باید

هر که او یافته یک گرده پرورده به شیر

آن زمانی که شود پیک اجل قابض روح

جان دهد در هوس خربزه صوفی فقیر

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۴به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
  2. بخش ۳۵سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
  3. بخش ۳۶خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  4. بخش ۳۷زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
  5. بخش ۳۸صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب
  6. بخش ۳۹ - وله ایضاز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
  7. بخش ۴۰رسید فصل بهار و جهان گلستان شد
  8. بخش ۴۱مهر جمال یار که چون روح در تن است
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.