پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۲۸

صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم

بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم

در جواب او

از صبا اندر مشام جانم آمد این شمیم

بوی جان است این بگو یا نکهت آش حلیم

دوش در قرص قمر می دیدم و در گرده ای

فرق نتوان کرد گویا هست سیبی با دو نیم

علتم را صحن بغرا سازد و آب خنک

به نمی گردد تن من از مداوای حکیم

چون برنج زرد و قند سوده آید در نظر

یارب از همکاسه ای اندر امان دار ای کریم

آفتاب نان برآمد باز از قعر تنور

«صبح دولت بردمید از خواب برخیز ای ندیم»

کاسه ترشی فتاد امروز در پیش رقیب

از کجا پیدا شد آنجا آن سیه بخت رجیم

دوش می جستم من از صوفی نشان راه است

رو به مطبخ کرد و گفت این است راه مستقیم

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۳۰هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد
  2. بخش ۳۱ز در درآ و شبستان ما منور کن
  3. بخش ۳۲ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
  4. بخش ۳۳چه نازنین جهانی به حسن خویش بناز
  5. بخش ۳۴به بام قصر چو آن ماه دلپذیر آمد
  6. بخش ۳۵سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
  7. بخش ۳۶خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
  8. بخش ۳۷زبس که بورقم اندر ضمیر می آید
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.