پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۲۳

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

در جواب او

نهی بر بار در پیشم چو روزی دیگ حلوا را

زغم اندر امان سازی دل مسکین شیدا را

اگر روزی به چنگ آید مرا صحنی زماهیچه

به بوی قلیه اش بخشم جهان و ملک عقبی را

هزاران جان مشتاقان فدای مطبخی باشد

به پیش سفره برداران گر آرد صحن بغرا را

دل پژمرده ما را حیات از بوی نان باشد

بیار ار نیستت باور، ببین فعل مسیحا را

چنان مشتاق بریانم که در بازار طباخان

نمی دانم من مسکین که تا چون می نهم پا را

اگر یک خوشه انگوری به دست افتد مرا، فخری

به چشم اندر نمی آرم دگر عقد ثریا را

شمیم قلیه و بغرا چو روزی بشنود صوفی

شود مست و دهد بر باد تسبیح و مصلی را

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۲۵هر که جان در ره تو قربان کرد
  2. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  3. بخش ۲۷تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
  4. بخش ۲۸صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم
  5. بخش ۲۹بیا بیا که به روی تو آرزومندم
  6. بخش ۳۰هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد
  7. بخش ۳۱ز در درآ و شبستان ما منور کن
  8. بخش ۳۲ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.