پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۲۰

زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ

دل جراحت من بین و سینه لخ لخ

در جواب او

شمیم قلیه و بغرا وزید از مطبخ

مشام جان مرا تازه ساخت این، بخ بخ

دلا چو تازه کند جان به فصل تابستان

مباش غافل از آن بکسمات و شربت یخ

چنان عدوی تن جانفزای بریانم

که گر به دست من افتد بسازمش لخ لخ

ز اشتیاق حلیم و هوای قلیه برنج

به پیش مطبخیان می کشم هزار آوخ

مرا به صبر مفرما ز زلبیای عسل

که هست نازک و شیرین و صبر اوست چه تلخ

به پیش اطعمه خواران به معده آتش جوع

هزار بار فزونتر ز آتش دوزخ

شود به صومعه صوفی مقیم، پنجه سال

اگر چه روزنه ای وا کنند از مطبخ

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  2. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  3. بخش ۲۴لب لعل تو شفای دل بیماران است
  4. بخش ۲۵هر که جان در ره تو قربان کرد
  5. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  6. بخش ۲۷تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
  7. بخش ۲۸صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم
  8. بخش ۲۹بیا بیا که به روی تو آرزومندم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.