پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۹

گر براند سویم آن شاهسوار چابک

من نثارش کنم این جان گرانمایه سبک

در جواب او

زیروائی که بود گرم و به او نان تنک

مرهم سینه مجروح بود روز خنک

صحن ماهیچه پر قیمه اگر دست دهد

خرم آن جان گرانمایه که دریافت سبک

جان کند تازه کنون خربزه ابدالی

زان که شیرین و پر آب است و لطیف و نازک

بشنو از من سخنی، هر چه بود از تر و خشک

نگذاری به تک سفره که ماند یک جک

بر سر سفره چو انواع طعام آید پیش

صوفی خسته بود همچو سوار چابک

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  2. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  3. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  4. بخش ۲۴لب لعل تو شفای دل بیماران است
  5. بخش ۲۵هر که جان در ره تو قربان کرد
  6. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
  7. بخش ۲۷تو گر به وقت طرب دست را بر افشانی
  8. بخش ۲۸صبح دولت می دمد بر خیز از خواب ای ندیم
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.