پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۷

عید صیام و فصل گل و موسم بهار

من مست و یار همدم و ساقی است گلعذار

در جواب او

بیا که عید صیام است و باز فصل بهار

غم زمانه بدل کن به باده گلنار

در آن زمان که گشایم من فقیر نهار

ترید شیر و عسل جوش بایدم دو طغار

برنج زرد چو یابی بنوش چندانی

که در شکم نبود جای یک نفس زنهار

نصیحتی کنمت چون رسی به دعوت عام

مدار شرم، چو مردان در آی اندر کار

به سفره آنچه بود نوش کن تو از تر و خشک

برای زله کشی نیز سفره را بردار

دو یار همدم و یک مسلخی ز بریانی

خوش است اگر نشود ناکسی بدین دوچار

شکم چو سیر طعام است اندکی باید

بیار خواجه ز انگور مسکه یک خروار

به از حیات، ز پر خوردن ار بمیرد کس

به نزد صوفی بیچاره این زمان صد بار

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۹گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  2. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  3. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  4. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  5. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  6. بخش ۲۴لب لعل تو شفای دل بیماران است
  7. بخش ۲۵هر که جان در ره تو قربان کرد
  8. بخش ۲۶کسی مهر تو در سینه اش نهان باشد
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.