پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۵

از جمله دردها غم آن دوست بس مرا

بر باد بر دهد چه کنم این هوس مرا

در جواب او

آش تروش می کند اکنون هوس مرا

ای مطبخی ز لطف به فریاد رس مرا

نوشم ز نان و خربزه چندانک این زمان

در سینه هیچ جا نبود یک نفس مرا

صحن برنج پیش من افتاده و رقیب

همکاسه گشته، وه چه کنم، خرمگس مرا

بیمار گشته ام ز تمنای گوشت باز

سیراب ماس باید و لحم فرس مرا

از صحنک برنج برآرم دمار من

گر در جهان مدد نکند هیچ کس مرا

دستم کنون به کله بریان نمی رسد

از پا در آورد، چه کنم این هوس مرا

هر روز اگر دهند دو صد نان گرده اش

صوفی به عمر خویش نگوید که بس مرا

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۷عید صیام و فصل گل و موسم بهار
  2. بخش ۱۸بوسی زلبش اگر کنی نوش
  3. بخش ۱۹گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  4. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  5. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  6. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  7. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  8. بخش ۲۴لب لعل تو شفای دل بیماران است
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.