پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۱۴

بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار

ز جان خویش بعیدم، مرا به عید چه کار

در جواب او

اگر به خربزه خسروی شوی تو دوچار

بنوش آنچه توانی و هیچ شرم مدار

چو خوش به دست تو افتد شهید کن خود را

صباح صحنک شفتالویی چو غبغب یار

کجا به سیب کند میل اندرین عالم

کسی که روی بهی دارد این زمان ز انار

کسی که صحنک انگور دید و نان تنک

زهی سعادت جاوید و دولت هموار

اگر به استه گرفتار گشته است رطب

مکن تو عیب که باشد همیشه با گل خار

شفای علت صفرا چو آلو انگورست

ز بهر او همه صفرا کند دلم صد بار

بنوش تا که نفس را دگر نباشد راه

رسی به سیب حسینی تو صوفیا زنهار

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۱۶جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
  2. بخش ۱۷عید صیام و فصل گل و موسم بهار
  3. بخش ۱۸بوسی زلبش اگر کنی نوش
  4. بخش ۱۹گر براند سویم آن شاهسوار چابک
  5. بخش ۲۰زشوق آن رخ زیبا همی کشم آوخ
  6. بخش ۲۱رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
  7. بخش ۲۲گر خرامان بت من جانب گلراز شود
  8. بخش ۲۳اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.