پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

دیوان اطعمه

بخش ۶

هر که او لعل جانفزای تو دید

گشت آزاد از فراق شدید

در جواب او

دوش دیدم به خواب لحم قدید

وه، چنین جز به خواب نتوان دید

روز عید و کلیچه و حلوا

هست بر طالعی که یافت سعید

چون خروسم به ناله و فریاد

تا به من بوی خایگینه رسید

هر که از بوی قلیه جان بدهد

هست در دین لوت خواره شهید

هست واقف ز سر سنبوسه

هر که لبها ز جوش بره گزید

بوی مرغ مسمن آمد دوش

مرغ روحم روان ز تن پرید

دست در سفره چون به نان نرسد

نزد صوفی زهی عذاب شدید

ادامه‌ی دیوان اطعمه

  1. بخش ۸بهار آمد بکن ساقی طربها
  2. بخش ۹مراست در هوس روی آن پری پیکر
  3. بخش ۱۰رخ تو آیت حسن و دهان دروست چو میم
  4. بخش ۱۱مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  5. بخش ۱۲دانی مراست از لب دلدار آرزو
  6. بخش ۱۳دوای غم نتوان ساخت جز به باده ناب
  7. بخش ۱۴بعید گشته مرا وصل آن پری رخسار
  8. بخش ۱۵از جمله دردها غم آن دوست بس مرا
همه‌ی دیوان اطعمه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.