پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

ای دیدن تو حیات جانم

نادیدنت آفت روانم

دل سوخته‌ای به آتش عشق

بفروز به نور وصل جانم

بی‌عشق وصال تو نباشد

جز نام ز عیش بر زبانم

اکنون که دلم ربودی از من

بی روی تو بود چون توانم

دردیست مرا درین دل از عشق

درمانش جز از تو می ندانم

بر بوی تو ز آرزوی رویت

همواره به کوی تو دوانم

تا گوش همی شنید نامت

جز نام تو نیست بر زبانم

تا لاله شدت حجاب لولو

لولوست همیشه بر رخانم

گلنای بهی شدم ز تیمار

وین اشک به رنگ ناردانم

شد خال رخ تو ای نگارین

شور دل و نور دیدگانم

ای عشق تو بر دلم خداوند

من بندهٔ عشق جاودانم

وصف تو شدست ماهرویا

از وهم برون و از گمانم

پیش آی بتا و باده پیش آر

بنشان بر خویش یک زمانم

از دست تو گر چشم شرابی

تا حشر چو خضر زنده مانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸به صفت گر چه نقشِ بی‌جانم
  2. شمارهٔ ۲۵۹تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
  3. شمارهٔ ۲۶۰هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
  4. شمارهٔ ۲۶۱از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
  5. شمارهٔ ۲۶۲دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
  6. شمارهٔ ۲۶۳بی تو یک روز بود نتوانم
  7. شمارهٔ ۲۶۴روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
  8. شمارهٔ ۲۶۵ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.