پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم

گهی رنجی نهد بر دل گهی بی جان کند جانم

به درد دل شدم خرسند که جز او نیست دلبندم

به رنج تن شدم راضی که جز او نیست جانانم

به بازی گفتمش روزی که دل بر کن کنون از من

نبردست ای عجب هرگز جزین یکبار فرمانم

شفیع آرم که را دیگر که را گویم که را خوانم

کزین بازی ناخوش من پشیمانم پشیمانم

کنون نزدیک وی پویم وفا و مهر او جویم

مگر بر من ببخشاید چو بیند چشم گریانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
  2. شمارهٔ ۲۶۵ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
  3. شمارهٔ ۲۶۶بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
  4. شمارهٔ ۲۶۷تا کی ز تو من عذاب بینم
  5. شمارهٔ ۲۶۸بی صحبت تو جهان نخواهم
  6. شمارهٔ ۲۶۹ای دو زلفت دراز و بالا هم
  7. شمارهٔ ۲۷۰ای به رخسار کفر و ایمان هم
  8. شمارهٔ ۲۷۱لبیک زنان عشق ماییم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.