پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

بی تو یک روز بود نتوانم

بی تو یک شب غنود نتوانم

یار جز تو گرفت نتوانم

نام جز تو شنود نتوانم

چون ترا در خور تو بستایم

دیگران را ستود نتوانم

کشت دیگر بتان ندارد بر

کشت بی‌بر درود نتوانم

گر بتان زمانه جمع شوند

بر تو کس را فزود نتوانم

جز به فر تو ای امیر بتان

گوی دولت ربود نتوانم

همه شادی من ز دیدن تست

جز به تو شاد بود نتوانم

به زبان حال دل همی گویم

گر همی دل ربود نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
  2. شمارهٔ ۲۶۶بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
  3. شمارهٔ ۲۶۷تا کی ز تو من عذاب بینم
  4. شمارهٔ ۲۶۸بی صحبت تو جهان نخواهم
  5. شمارهٔ ۲۶۹ای دو زلفت دراز و بالا هم
  6. شمارهٔ ۲۷۰ای به رخسار کفر و ایمان هم
  7. شمارهٔ ۲۷۱لبیک زنان عشق ماییم
  8. شمارهٔ ۲۷۲خورشید تویی و ذره ماییم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.