پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

تا کی ز تو من عذاب بینم

گر صلح کنی صواب بینم

شبگیر ز خواب سست خیزم

آن شب که ترا به خواب بینم

یاد تو خورم به ساتکینی

جایی که شراب ناب بینم

امشب چه بود که حاضر آیی

تا من به شب آفتاب بینم

تا کی ز غم فراق رویت

جان و دل خود کباب بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹ای دو زلفت دراز و بالا هم
  2. شمارهٔ ۲۷۰ای به رخسار کفر و ایمان هم
  3. شمارهٔ ۲۷۱لبیک زنان عشق ماییم
  4. شمارهٔ ۲۷۲خورشید تویی و ذره ماییم
  5. شمارهٔ ۲۷۳ما را میفگنید که ما اوفتاده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۷۴دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۷۵از پی تو ز عدم ما به جهان آمده‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۷۶ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهاده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.