پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

از پی تو ز عدم ما به جهان آمده‌ایم

نز برای طرب و لهو و فغان آمده‌ایم

عشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفس

ما ازین معنی بی نام و نشان آمده‌ایم

تا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیم

کز غرور خود بی خود به زبان آمده‌ایم

مانده در بند زمانیم و زمان ما را نه

در مکانیم نه از بهر مکان آمده‌ایم

هر کسی راه ازین ره به قدم می‌سپرد

ما در اسپردن این راه به جان آمده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
  2. شمارهٔ ۲۷۸چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
  3. شمارهٔ ۲۷۹رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
  4. شمارهٔ ۲۸۰سر بر خط عاشقی نهادیم
  5. شمارهٔ ۲۸۱ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
  6. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
  7. شمارهٔ ۲۸۳آمد گه آنکه ساغر آریم
  8. شمارهٔ ۲۸۴ما عاشق روی آن نگاریم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.