پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم

در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم

گرچه ما دور از طمع بودیم یک چندی کنون

از قناعت پایگاه پادشایی یافتیم

ما ازین باطل خوران آشنا بیگانه‌وار

پشت بر کردیم و با حق آشنایی یافتیم

هرگز از بار حسد خسته نگردد پشت ما

کز «قل الله ثم ذرهم» مومیایی یافتیم

اول اندر نشهٔ اولا گرفتار آمدیم

آخر اندر نشهٔ اخرا رهایی یافتیم

خاکپای کمزنان شد توتیای چشم ما

کار سرمان بود و آخر کار پایی یافتیم

سر فرو بردیم تا بر سروران سرور شدیم

چاکری کردیم تا کار کیایی یافتیم

پارسایان هر زمان ناپارسا خوانندمان

ما از آن بر پارسایان پارسایی یافتیم

گر همی خواهی که باشی پادشا و پارسا

شو گدایی کن که ما این از گدایی یافتیم

ما گدایان را ز نادانی نکوهش چون کنی

کاین سنا از سینهٔ پاک سنایی یافتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰سر بر خط عاشقی نهادیم
  2. شمارهٔ ۲۸۱ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
  3. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
  4. شمارهٔ ۲۸۳آمد گه آنکه ساغر آریم
  5. شمارهٔ ۲۸۴ما عاشق روی آن نگاریم
  6. شمارهٔ ۲۸۵خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  7. شمارهٔ ۲۸۶خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
  8. شمارهٔ ۲۸۷ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.