پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

خیز تا می خوریم و غم نخوریم

وانده روز نامده نبریم

تا توانیم کرد با همه کس

رادمردی و مردمی سپریم

قصد آزار دوستان نکنیم

پردهٔ راز دشمنان ندریم

نشنویم آنچه ناشنودنیست

زانچه ناگفتنیست درگذریم

ما که خواهیم جست عیب کسان

عیب خود بر خودی همی شمریم

ای که گفتی که عاقبت بنگر

ما نه مردان عاقبت نگریم

بندهٔ نیکوان لاله رخیم

عاشق دلبران سیمبریم

شب نباشیم جز به مصطبه‌ها

روز هر سو به گلخنی دگریم

می کشان و مقامران دغا

همه از ما بهند و ما بتریم

پاکبازان هر دو عالم را

به گه باختن به جو نخریم

دوستار نگار و سرخ مییم

دشمن مال مادر و پدریم

پدران را خدای مزد دهاد

نه چو ما کس که ناخلف پسریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
  2. شمارهٔ ۲۸۸گرچه از جمع بی نیازانیم
  3. شمارهٔ ۲۸۹ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
  4. شمارهٔ ۲۹۰او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
  5. شمارهٔ ۲۹۱باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
  6. شمارهٔ ۲۹۲سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
  7. شمارهٔ ۲۹۳مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
  8. شمارهٔ ۲۹۴تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.