پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

گرچه از جمع بی نیازانیم

عاشق عشق و عشقبازانیم

منصف منصف خراباتیم

کعبهٔ کعبتین بازانیم

گاه سوزان در آتش عشقیم

گاه از سوز رود سازانیم

همچو مرغ از قفس شکسته شدیم

همچو شمع از هوس گدازانیم

گرچه کبکیم در ممالک خویش

مانده در جستجوی بازانیم

مرغزار وصال یافته‌ایم

چون سنایی درو گرازانیم

زاهدا خیز و در نماز آویز

زان که ما خاک بی‌نیازانیم

گر تو از طوع و طاعه می‌نازی

ما همیشه ز شوق نازانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
  2. شمارهٔ ۲۹۱باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
  3. شمارهٔ ۲۹۲سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
  4. شمارهٔ ۲۹۳مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
  5. شمارهٔ ۲۹۴تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
  6. شمارهٔ ۲۹۵جانا نخست ما را مرد مدام گردان
  7. شمارهٔ ۲۹۶ای وصل تو دستگیر مهجوران
  8. شمارهٔ ۲۹۷عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.