پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

جانا نخست ما را مرد مدام گردان

وانگه مدام در ده مست مدام گردان

بر ما چو از لطافت مل را حلال کردی

بر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان

دارالغرور ما را دارالسرور کردی

درالملام ما را دارالسلام گردان

خامند و پخته مانا تو دو شراب داری

در خام پخته گردان در پخته خام گردان

ناهید زخمه‌زن را از لحنه سیر کردی

بهرام تیغ‌زن را از جام رام گردان

ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهی

یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان

اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردی

از عکس روی می را بیجاده فام گردان

خواهی که نسر طایر پران به دامت افتد

از جزع دانه کردی از مشک دام گردان

گمنام کرد ما را یک جام بادهٔ تو

در ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان

از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان

هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان

خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عز

پیش غلام و دربان او را غلام گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان
  2. شمارهٔ ۲۹۸چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن
  3. شمارهٔ ۲۹۹چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
  4. شمارهٔ ۳۰۰جام را نام ای سنایی گنج کن
  5. شمارهٔ ۳۰۱ساقیا! مستان خواب‌آلوده را بیدار کن
  6. شمارهٔ ۳۰۲خانهٔ طامات عمارت مکن
  7. شمارهٔ ۳۰۳قومی که به افلاس گراید دل ایشان
  8. شمارهٔ ۳۰۴جوانی کردم اندر کار جانان
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.