پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان

ز عشق دانهٔ دو جهان میان دام جان ای جان

مکن در قبهٔ زنگار اوصاف حروف او را

چو عشق عافیت پخته چو کارم خام جان ای جان

به قهر از دست او بستان حروف کلک صورت را

به لطف از لوح او بستر تمامی نام جان ای جان

چو روی خویش خرم کن یکی بستان طبع ای بت

چو زلف خویش در هم زن همه ایام جان ای جان

ببین در کوی کفر و دین به مهر و درد دل بنشست

هزاران آه خون آلود زیر کام جان ای جان

مرا گویی قناعت کن ز جوش یک جهان رعنا

به بوی نون شهوانی به رنگ لام جان ای جان

کسی کو عاشق تو بود بگو آخر که تا چکند

سماع وحی و نقل عقل و خمر خام جان ای جان

مگر تو زینهمه خوبان که پیدایند و ناپیدا

درین مردودهٔ ویران نیابم کام جان ای جان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
  2. شمارهٔ ۲۹۵جانا نخست ما را مرد مدام گردان
  3. شمارهٔ ۲۹۶ای وصل تو دستگیر مهجوران
  4. شمارهٔ ۲۹۷عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان
  5. شمارهٔ ۲۹۸چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن
  6. شمارهٔ ۲۹۹چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
  7. شمارهٔ ۳۰۰جام را نام ای سنایی گنج کن
  8. شمارهٔ ۳۰۱ساقیا! مستان خواب‌آلوده را بیدار کن
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.